الفيض الكاشاني
42
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
متانة الرّأى و ملاحة النطق و رشاقة الفكر و رزانة الطّبع و نفاسة الصّنع و كياسة النّفس ، و غير ذلك من مراتب الفضل ، و حكمة العلم و العمل أوضح من أن يذكر ، و أشهر من أن يخفى أو ينكر . . . » 64 ؛ و اين با آنهمه است كه اين رجالى مدقّق را در ادامهء مقالتش در انتقاد از صاحب مثنوى و خصوصاً تثبيت عدم ثبوت تشيّع وى ، بحثى دراز دامن است . 65 مولانا جلال الدّين - آنگونه كه از مدارك و گواهان تاريخى و تراثى بر مىآيد - در كلام مذهب اشعرى و در فقه مذهب ابو حنيفه داشته ، و در جمله ، سنّى مذهب است . امّا باز - بر بنياد همان مدارك و گواهان تاريخى - رگهها و گرايشهاى شيعى ژرفى نيز در مرد بوده كه او را در شمار متشيّعان و محبّان خاصّ خاندان وحى و بهويژه امير باورداران و سرور يگانهپرستان حضرت علىّ بن أبى طالب - عليهما آلاف التّحيّة و الثّناء - ، در ميان سنّى مذهبان قرار مىدهد 66 . براى رگههاى شيعىمنش و انديشهء مرد ، خاستگاهها و آبشخورهاى مختلفى مىتوان نشان داد : شايد پيش از همه تصوّف عصر مولانا و گونهء توجّهى كه به مفهوم « ولايت » در آن هست ، يادكردنى باشد . در تاريخ از وابستگى پدر مولانا به نجم الدّين كبرى ، مؤسّس طريقهء كبرويّه ، سخن رفته است 67 و ما پيش از اين از رگههاى شيعى فزاينده در اين طريقه ياد كردهايم . محقّقان از پروبال يافتن برخى فرق افراطى شيعه در ناحيهء آناطولى از سدهء هفتم به بعد خبر دادهاند 68 كه حكايت از زمينهء فكرى مساعد براى فعّاليّتها و ابراز سخنان متشيّعانه مىكند . از پيوند شمس الدّين تبريزى با اسماعيليّه هم سخن رفته 69 كه به تأمّل مىارزد . هرگونه كه هست و بوده ، جلال الدّين مردى است « متشيّع » ، هر چند با شيعه به عنوان طائفهاى مشخّص و معيّن ، همساز و همسان نبوده باشد . 70 تصوّف مولانا جلال الدّين هم ترديدپذير نيست ، ولى بايد اين را نيز به ياد داشت كه مولانا در انتقاد از صوفيان و برخى افعال و آداب و بىرسمىهاى ايشان گشاده دست